رمان ارباب تعصبی من

رمان ارباب تعصبی من

رمان ارباب تعصبی من

خلاصه داستان : رمانی که بازم دختر قصمون مجبور میشه تن به ازدواج بده که اصلا دلش راضی بهش نیست و اجباریه….

دانلود رمان ارباب تعصبی من

گوشه ای از رمان ارباب تعصبی من:

دنبال مردی که حالا فهمیده بودم پرویز داخل اتاق شدم نگاهم و به اتاق بزرگ دوختم با دهن باز به اتاق خیره شده بودم که صدای خانوم بزرگ باعث شد

خجالت بکشم از ندید بازی که در آوردم سرم و پایی انداختم و به زمی خیه شدم که صدای خانوم بزرگ اومد: _چند سالته دختری جون ؟!

با صدای آرومی لب زدم: _چهارده.

نگاهی به پرویز انداخت و بدون خجالت پرسید…

عضویت در خبر نامه

با پر کردن و ارسال فرم زیر از خبرهای جدید مجله مد و پوشاک به شیک مطلع شوید .

اشتراک گذاری این مقاله با دوستانتان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2

Chat with us

Hi there! How can I help you?